تنها ماندم - تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:50
کسی دیگر نمیپرسد در این جاده چه میخواهی
... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
هه منه دیوونه دارم با خودم حرف میزنم با خدا... خدا چرا صدات نمیاد وقتی حرف میزنی دنیات دیگه برام قشنگ نیست همش ارزونی خودت هاان نکنه میخوای یه کار دیگه سرم بیاری میخوای یه مریضی جدید بفرسی تو که بلدی
پریشانی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن،
ارتباط با خدا - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
ارتباط با تو یک ارتباط یک طرفه است فقط من باهات حرف میزنیم توهیچی نمیگی یه قرآن فرستادی 1400سال پیش میگن اونو بخون به قول ما کامپیوتریا ارتباط Simlpex هست خدایا میدونی عشق یک طرفه تا یه زمانی دوام م
منتظر خبر خوبم - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
منتظر خبر خوبم خبر بزرگ یکی بیاد بگه هادی دنیا تموم شد یا درمان همه درد ها پیدا شده
اومدم بنویسم - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
اومدم بنویسم منتها نه اینکه جز اعصاب خوردی برای بقیه چیزی ندارم پس ترجیح دادم ننویسم اینجا جای خوبیه شبیه همون کلبه آرزوهامه که دوست دارم از توش فقط حس دیدن و شنیدن داشته باشم بیرون رو ببینم و هیچ لب فرو بستن و دم نزدن...
میگذره - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
وای داشتم توی مطالب قبلیم میگشتم یهو دیدم اولین مطلبم ماله آخر تیر بوده یعنی 3 ماه گذشت؟! من فکر می کردم یه هفته رد شده خخخ
امروز حالم خوب بود - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
امروز حالم خوب بود خدا رو شکر
Rest - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
خیلی خوابم میاد فکر کنم به خواب احتیاج دارم خوابی به اندازه یک عمر خیلی وقته یه دل سیر نخوابیدم که وقتی بلند میشم چشمام پف کرده باشه
ارزو - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
به جایی برس که در ناراحتیِ تو آسمان ببارد و هنگامی که خوشحالی دنیا را آرامش بگیرد
دل درد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:45
باز به قول چرچیل سگ سیاه اومده سراغم رفتم رو مخ بقیه تحملشون تموم شده دیگه دکتر هم گفت باید بستری شم اومدم اینجاکه رو مخ بقیه نباشم ای کاش شهامت خودکشی داشتم چقدر ادم بدبخت باشه خدا جون دنیات برام ق
نهنگ ٥٢ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:36
شايد تنها ترين موجود زنده دنيا و سرگردان ترين و عاشق ترين همين نهنگ ٥٢ باشه؛ براي من تداعي كننده مرد فيل نماست؛ يك شباهت دور از منطقي بينشون مي بينم؛ با اين موجود تنها بيشتر آشنا شيم برچسبها: نهنگ٥٢, مرد فيل نما + نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 15:59 توسط |
مشكل چيه؟ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:36
همه ما ممكنه يكبار يا بيشتر حس كنيم دلمون لرزيد؛ نفسمون سنگين شد؛ضربان قلبمون تند شد؛ بدون اون زندگيمون بي معناست؛ مي خواهيم باشه؛ كنارمون؛ بازخورد حسمون رو بگيريم؛گرما دستش؛ نگاه ارومش؛اغوش امنش... تا اينجا همش رو براي خودمون خواستيم؛حتي شاديش رو مي خوايم چون مال ماست؛فكر مي كنيم عشق ماست؛ و چون عش...